دیر زمانیست که همخانۀ غمها شده ام
صبر ایوب سر آمد بس که تنها شده ام
جامۀ یوسف که درید سوء چشمانم رفت
دیگر آن پیر خرابات که گفتی شده ام
***
خاک گرفته سالهاست، قاب خالی نگاهم
تا به کی دِیر نشینی ، که دگر تاب ندارم
میرود به خلوتگه راز این دل پر خاطرِام
میرم و تمام میشود این بازیِ شُوم
عشق نیست امید به دگری نیست مرا
سلام گوی به خاکستر شدنِ افکارم
آتشی هست در این نطفۀ گرم
که دگر عشق نمانده به دل این دگران
میروم تا به سلام دگری شاد شوی
گرچه این گوش سزاوارتر است به سلامت ای دوست
+میتونست شعر باشه، اما نشد.
تنها ، تنهاییَم را سپری کردم.
کجا مانده ای ؟
که خُرد کرده همۀ استخوانهایم را،
سنگینیِ التماس های قلبم؟!!
گفتم: مگر رهایی هست؟
گفت:بکُـــش درد را، تا قبل از اینکه درد تو را بکُشد
گفتم: توانش را دادی که انتظارَش را داری؟
با نگاهی سرد و صدایی آرام گفت:
و این همان آزمون توست
بکُش درد را
تا نکِشی درد را
تا نکِشد، درد تو را
تا نکُشد، درد تو را
رهـــــا شــــو...
گرمم کن چون گرمای خورشید در صبح زمستان
نوازشم کن مثل بادی آرام در چمنزار
ببوس مرا مثل بوسه های دریا بر ساحل
خوابم کن مثل یک نهال سبز رازقی در اول پاییز
سر بخور از لبان وحشی کوهسار مثل آبشاری کوچک از چشمه ای زلال
سخن بگو با من مثل نوایه آرام بیشه در اول سحر
می فشارمت مثل پیچکی که میفشارد درخت زندگانی را
میخواهمت مثل خواهش خواستنه نوزادی به آغوش مادر
میجویمت مثل شاپرکی که عاشق نور است
زنده میشوم مثل آفتاب گردانی در اول صبح
میسوزم در آتش خواستنت مثل هیزمی خشک و طب دار
در آغوشم بگیر مثل خودت وقتی که دوستم داشتی!
میمیرم برات،چه مردن نا محدودی
میخوام ببینمت فقط تو رو،فقط یه بار،فقط یه لحظه... برای مرگ!
توو خونه ی دلت اسیرمو فقط یه دم برای من
دستات و میگیرم توو نم نم بارون، دور میشی از من
تو مییای منو میبری اما فقط تو رویاهام
نیستی،این واقعیته،اما حست میکنم تو رو تو رگ هام
و میرم به رویا به پرشورترین حالت عشق و مستی. میگی برو!آخه چرا؟
فقط تورو تنفس میکنم ای ماندنی،و تو من رو میسپاری به بادی سرد
میچسبونم تنمو به رویایه گرم دستات،برس به دادم که تشنه ی جرعه ای عشقم
نگو وقت رفتنه نگو نمیخوای منو.
میمیرم برات باور کن این عشق رو،
وای چرا داغونه این دل دیوونم.چشامو میبندم و
مثل پرستویی به آتش دل تو پرواز میکنم
تنفست میکنم با عاشقانه تربن حس. آه...
تو نمیخوای منو. اینا همه خواهشه. منو در یاب ای بی نظیر
وای چرا داغونه این دل دیوونم.چشامو میبندم و
مثل پرستویی به آتش دل تو پرواز میکنم
تنفست میکنم با عاشقانه تربن حس. آه...
+این متن رو وقتیکه آهنگ تایتانیک از سلندیون ،گوش میدادم نوشتم. همزمان با خوندن متن به متن آهنگ هم گوش بدید لطفا. امیدوارم لذت ببرید.
اینم لینک دانلود آهنگ : + دانلود آهنگ با کیفیت بالا
کمی بغض دارم و کمی حسرت
که آنها را مثل تکه نانی که در آب فرو میبرند می بلعم
دندان گیر نیست اما سیرم میکند
نیازی هم به تکاپو برای بدست آوردنش ندارم
از صدقه سر تو همیشه هست بر سر سفره
گاهی شور میشود که مقصر خودمم تو ناراحت نشو
باید بیشتر حواسم به مسیر اشک هایم باشد
هوا سرد است کمی چشمانم را میسوزاند
کاش مردم اینقدر...
آه...
میگن خدا واسه هر بنده ش یه برنامه ای داره.
موندم برنامه ای که واسه من داره چیه؟ من و آدمایی مث من و تو !(◑﹏◐)
دیگه باید چیکار کنیم؟ یعنی سهم ما همون قدر بود از زندگی ؟
☠چرا اینقدر کم!؟ بقیه عمر چی میشه؟ این حسرت این تنهایی این بی خوابی ها این کابوسهای
شیرین که از دیدنش هم شاد میشیم هم گریه میکنیم!؟هم دعا میکنیم که نبینیم هم خوشحالیم
که حداقل تو خواب میبینیمش...!
ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ تکلیف ما که عاشق شدیم چیه؟ یعنی عاشقی گناهه و ما داریم الان کفارشو با عذاب
کشیدن میدیم؟
♫هر مطلبی یا شعری یا آهنگی و که میخونمو میشنوم حاکی از اینه که عشق پر از درد و غمه.
♕ خــــــــــدا که میگه عشق و عاشقی رو دوست داره.
☂پس چرا اینجوری میشه؟ چرا هممون دل شکسته ایم؟
ϟچرا شکنجه هاش بیشتر از لذت هاشه و همه ی آدمهای عاشق دنیا دردهاشون مثل همه؟
چرا عقلمون میگه فراموشش کنیم اما دلمون نه میتونه نه طاقتشو داره؟
یکی بهم بگه عاشق شدن یه نقطه ضعفه یا یه لطف خدایی؟
☃ آخه فقط آدمها عاشق میشن نه آدم نماها...
ما باید خوشحال باشیم که تو این عمر لعنتی عاشق شدیم یا ناراحت؟
❄آخه جز غم تنهایی بی کسی بی خوابی گریه هایه زار زار یا بی صدا و مخفی بغض های وقت
بی وقت خوابهای پریشون و بی حس بودن نسبت به تموم کسایی که میخوان جای عشقتو
بگیرن جز این که دیگه ذوق اینکه کاری رو شروع یا تموم کنی نداری. لذتی تو خرید لباس یا
آرایش نداری .درس کتاب شغل جشن عزاء تغذیه و و و دیگه هیچ فرقی واست نداره که باشه یا
نباشه یا چطور باشه.
❣از همه بدتر خاطراته که داغون میکنه آدمو جوریکه... آه...
【★】 امـــــــــــــــــا. نمیدونم چطور بگم:
با این که آرزو میکنم عذاب نکشم ولی یه لذتی تو سوختنم هست که جنون آوره...✔
▂▃▅▆▇صـــــبا▇▆▅▃▂